حسين بن احمد البراقي النجفي ( مترجم : سعيد راد رحيمى )
168
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى )
دارد و گرم و مرطوب است و دو گياه حلفا و نسفى در آن مىرويد . من مسلمانان را ميان انتخاب كوفه يا مداين مخيّر كردم ، هر كه اقامت در مداين را پسنديد ، او را مانند پاسدار ، در آن محل مستقر كردم ، هنگامى كه عربها در كوفه اقامت كردند و هويّت خويش را باز يافتند و نيروى از دست رفته خويش را دوباره به دست آوردند ، آن گاه مردم كوفه اجازه خواستند تا بناهايى از نى بسازند ، مردم بصره نيز همين اجازه را خواستند . اهل بصره پس از سه نوبت اقامت در كوفه ، در همان ماهى كه مردم كوفه اقامت كردند در شهر كوفه استقرار يافتند . عمر به آنها نوشت : لشكر براى نبرد با شما سرسختتر است ، ولى مايل نيستم با شما مخالفت كنم . و مردم دو شهر بناهايى از نى ساختند ، سپس در كوفه و بصره آتشسوزى رخ داده ولى آتشسوزى كوفه شديدتر بود . آن گاه سعد ، تعدادى از آنها را به سوى عمر فرستاد تا از وى اجازه بگيرند خانهها را با خشت بسازند ، آنها نيز خبر آتش سوزى و خسارات آن را به وى دادند و از او اجازه خواستند تا خانههايى از خشت بنا كنند . عمر گفت : بسازيد ولى هيچ يك از شما نبايد بيش از سه اتاق بسازد و خانهها را بلند و مرتفع نسازيد و به سنّت پايبند باشيد تا حكومت و دولت شما پايدار بماند ، فرستادگان به كوفه بازگشتند و عمر به مردم بصره نيز مانند آن نوشت . ابو هياج بن مالك ، مأمور اسكان مردم كوفه و عاصم بن دلف ابو حرباء ، مأمور اقامت مردم بصره بود . آنها خيابانها را چهل ذراع و ميان خيابانها را بيست ذراع ، كوچهها را هفت ذراع و ميدانها را شصت ذراع قرار دادند . نخستين چيزى كه در آن دو شهر پىريزى و بنا شد ، دو مسجد آن دو شهر است . در ميان هر يك از دو مسجد ، يك مرد تيرانداز ماهر و نيرومند ايستاد و به هر يك از چهار جهت تيرى رها كرد و دستور داد تا در انتهاى محل فرود تير ، پايهگذارى كنند . سايبانى در جلو مسجد كوفه و بر روى ستونهايى از سنگ مرمر كه از ويرانههاى خسروان به دست آمده بود ، بنا نهادند . پيرامون صحن ، خندقى حفر كردند تا دشمن بر آن هجوم نبرد و در مقابل آن ، خانهاى براى سعد ساختند كه امروزه قصر كوفه است و روزبه ، آن را از بقاياى آجر و سنگ كاخ خسروان در حيره بنا كرد . بازارها را مانند مساجد قرار داد به طورى كه هر كاسبى كه زودتر آن مكان را اشغال مىكرد تا پايان آن روز در اختيار وى بود تا زمانى